تبليغاتX
پرنده مسافر

در وجودم دلتنگی زبانه می کشد وقتی که روزهای خوب بودنش را به یاد می آورم!

چه زیبااست عطر حضورش در جاده زندگی ام.

دفتر شعرم را همیشه با وجود او گشوده ام و شعرهایم را برایش خوانده ام

پس از او تمام آرزوهایم  در آتش دلتنگی سوخت.

 

 

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگی

به جانم می زند آتش غم شبهای دلتنگی

چنان وامانده ام در خود که از من می گریزد غم

منم تصویر تنهایی منم معنای دلتنگی

چه می پرسی زحال من؟ که من تفسیر اندوهم

سرم ماوای سوداها دلم صحرای دلتنگی

در آن ساعت که چشمانت به خوابی خوش فرو رفت

میان کوچه های شب شدم همپای دلتنگی

شبی تا صبح با یادت نهانی اشک باریدم

صفایی کرده ام در آن شب زیبای دلتنگی
 
.........
 
 
پ ن: تصمیم داشتم دیگه نیام ولی اصرار دوستان باعث شد.
گفته بودم اگه علی نیست منم نمیام.....
دلم براش خیلی تنگه.... جاش خالیه .خیلی.
 
اینم به یاد علی نوشتم.روحش شاد....
 
پ ن۲: علی دوست دارم.تو همیشه پیشمی...
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 9:28  توسط امیرحسین | 
 

دستور العمل : 

در جای خالی هر یک از جملات مقیاسی زیر ابتدا اسم کسی را که دوست دارید یا شیفته ی او هستید بنویسید . بعد مشخص کنید که تا چه اندازه با هر یک از جملات موافق هستید . برای این کار از مقیاس ۹ درجه ای که در آن ۱= اصلا ۵ = به طور متوسط ۹ = به طور کامل استفاده کنید . از بقیه ی اعداد بین ۱ و ۹ بر اساس سطح موافقت خود با جملات کمک بگیرید .

1-      به شدت در فکر راحتی .......... هستم.

2-      با .......... روابط بسیار گرمی دارم.

3-      در مواقع دشوار می توانم روی .......... حساب کنم.

4-      .......... می تواند در مواقع دشوار روی من حساب کند.

5-      آماده ام هر چه دارم با .......... قسمت کنم.

6-      .......... خیلی مرا از نظر عاطفی حمایت می کند.

7-      .......... را از نظر عاطفی خیلی حمایت می کنم.

8-      با .......... خیلی خوب ارتباط برقرار می کنم.

9-      در زندگی خود خیلی به .......... بدهکار هستم.

10-   خیلی خودم را به .......... نزدیک احساس می کنم.

11-   با .......... روابط بسیار خوشایندی دارم.

12-   به نظر خودم .......... را خیلی خوب درک می کنم.

13-   .......... خیلی خوب مرا درک می کند.

14-   فکر می کنم که می توانم به ........... افتخار کنم.

15-   برخی اسرار خودم را در اختیار .......... می گذارم.

16-   هیچ چیزی مرا به اندازه ی دیدن .......... بر نمی انگیزد.

17-   تعجب می کنم که در طول روز نیز خواب ........... را می بینم.

18-   رابطه ی من با ........... خیلی رمانتیک است.

19-   شخصا ........... را خیلی جذاب می دانم.

20-   به نظر من ........... یک فرد ایده آل است.

21-   اصلا نمی توانم فکر کنم که فرد دیگری مثل ........... بتواند مرا اینقدر خوشحال کند.

22-   ترجیح می دهم با ........... باشم نه با هر کس دیگری.

23-   هیچ چیزی مهم تر از رابطه ی من با ........... نیست.

24-   مخصوصا دوست دارم ........... رابطه ی فیزیکی داشته باشم.

25-   در رابطه ی من با ........... تقریبا سحر و جادو وجود دارد.

26-   واقعا ........... را می پرستم.

27-   نمی توانم بدون ........... زندگی کنم.

28-   رابطه ی من با ........... خیلی هوس انگیز است.

29-   وقتی فیلمهای عاشقانه نگاه میکنم و وقتی رمانهای عشقی می خوانم به یاد ........... می افتم.

30-   در مورد ........... همیشه خیال پردازی می کنم.

31-   متقاعد شده ام که ........... را دوست دارم.

32-   تلاش من این است که رابطه ام را با ........... حفظ کنم.

33-   به علت تعهدی که نسبت به ........... دارم اجازه نمی دهم کسی بین ما دخالت کند.

34-   معتقدم که رابطه ی من با ........... همیشه ثابت خواهد می ماند.

35-   هیچ چیزی نمی تواند در تعهد من نسبت به ........... خلل وارد کند.

36-   عشق من نسبت به ........... تا اخر عمرم باقی خواهد ماند.

37-   همیشه نسبت به ........... احساس مسئولیت خواهم کرد.

38-   تعهد من نسبت به ........... بسیار سفت و سخت است.

39-   نمی توانم تصور کنم که بین من و ........... فاصله بیفتد.

40-   در مورد عشق خود نسبت به ........... تردید ندارم.

41-   رابطه ی خودم را با ........... دائمی می دانم.

42-   رابطه ی خودم را با ........... یک تصمیم گیری عاقلانه می دانم.

43-   خودم را نسبت به ........... مسئول می دانم.

44-   تصمیم دارم به رابطه ی خود با ........... ادامه دهم.

45-   حتی زمانی که ........... رفتار نامناسب دارد سعی می کنم رابطه ی خود را با او حفظ کنم.


نمره گذاری :
15
جمله اول صمیمیت ، 15 جمله بعدی هوس و 15 جمله آخر ی تعهد را منعکس می کنند. اعدادی ر که در جلو هر گروه 15 جمله ای گذاشته اید جمع کنید تا سطح شما در سه عنصر عشق معلوم شود.

برای تفسیر نتایج خود می توانید به درجه بندی زیر نگاه کنید .

مقایسه نتایج خود با نتایج دیگران ( هنجار ها  (

نتایج

در صد ها

صمیمیت

هوس

 تعهد

93

73

85

15

102

85

96

30

111

98

108

50

120

110

120

70

129

123

131

85

با ارزیابی شدت نسبی سه عنصر عشق می توانید از تفسیر های زیر کمک بگیرید تا بدانید که معشوق خود را چقدر دوست دارید .

فقدان عشق: در این نوع رابطه هیچ یک از عناصر عشق و جود ندارد. این رابطه را در زندگی روزانه با مردم عادی داریم . اگر احساستان درباره معشوقتان از این نوع باشد می توان گفت رابطه تان در معرض خطر است .

 : همدلی این احساس زمانی دست می دهد که هوس و تعهد به مقدار کم حضور داشته باشند . اما صمیمیت در حد بالایی باشد . این احساس رامعمولا در مورد دوستان صمیمی داریم .

وسوسه یا شور و شوق:  از ویژگی های روابطی است که در آنها هوس شدید است اما صمیمیت و تعهد در سطح ضعیفی قرار دارند.

عشق خالی:  
زمانی احساس می شود که تعهد قوی باشد اما هوس و صمیمیت در سطح پایینی قرار گیرند .

عشق رمانتیک :هوس و صمیمیت شدید است اما به اندازه کافی زندگی مشترک یا تجربه مشترک ندارند تا متقابلا احساس تعهد کنند .

عشق عاطفی
: صمیمیت و تعهد شدید است اما هوس ضعیف . 

عشق ساده لوحانه: هوس و تعهد بالاست اما صمیمیت ضعیف است .در زوجهایی دیده می شود که یک عنصر مشترک قوی دارند و به همین دلیل تصمیم می گیرند ازدواج کنند حتی اگر یکدیگر را نشناسند . آنها پس از آنکه نسبت به هم متعهد می شوند احساس صمیمیت می کنند . گاهی هم احساس می کنند همدیگر را دوست ندارند .

عشق آرمانی: این عشق کامل سه عنصر را به طور سخاوتمندانه در خود دارد .همانطور که اشترنبرگ می گوید : رسیدن به این مرحله خیلی آسانتر از نگهداشتن آن است . "آیــــا می توانید عشق آرمانی داشته باشید شما و همسرتان ؟  "!

8 نوع شیوه دوست داشتن از نظر اشترنبرگ

تعهد

 

 

هوس

 

صمیمیت

 

___ 

 

ضعیف

 

ضعیف

 

ضعیف

 

فقدان عشق

 

ضعیف

 

ضعیف

 

قوی

 

همدلی

 

ضعیف

 

قوی

 

 

ضعیف

 

شور و شوق

 

قوی

 

 

ضعیف

 

ضعیف

 

عشق خالی

 

ضعیف

 

قوی

 

 

قوی

 

 

عشق رمانتیک

 

قوی

 

 

ضعیف

 

قوی

 

 

عشق عاطفی

 

قوی

 

 

قوی

 

 

ضعیف

 

عشق ساده لوحانه

 

قوی

 

 

قوی

 

 

قوی

 

 

عشق آرمانی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 20:56  توسط امیرحسین | 
 

  خبر مرگ من آرام در صدایت ریخت

  ناگهان شانه هات لرزید ند

 

  چشم ها را کلافه                

 

   پشت سر هم باز و بسته می کردی

روی مرطوب گونه ات آرام قطرهایی درشت غلتید ند

صبح تاریک و سرد بهمن ماه از دهان ها بخار می آمد

مرده ها را به نوبت انگاری توی غسالخانه می چیدند

دست بی اعتنا و سنگینی که مرا روی تخته می شست

چشم های غریب و غمگین ات پشت دیوارها نمی دیدند

مثل تازه عروسها وقتی پیکرم را سپید پیچیدند

بعد از آن دست دیگری آمد پلک سنگین و خیس من را بست

 

                برای ابدیت بست چشمم را...!!


چشم های تو دیگر از امروز گریه های مرا نمی دیدند

زیر سنگینی تابوت انگار دلم از ترس و غصه می ترکید

مشتی از خاک های بی وقفه توی آغوش باد رقصیدند

هی سرت داد می زدم .....!!

                             برگرد.....برگرد


من از این گور سرد می ترسم

گوش هایت چقدر کر شده بود..!

حرفهای مرا نفهمیدند

گریه های تو کلافه ام می کرد

ناله هایم بلند تر شده بود

اسکلت های پیش کسوت تر گورستان به من و ناله ام خندیدند

هق هق تو شدیدتر می شد



چون روال همیشگی هر کسی سوره ای خواند و دور شد از من


                          خدا بیامرزتش....!!


دستهایی فشرد دستت را

صورتت را سه بار بوسیدند

توی پیراهن سیاه خودت مثل یک تکه ماه می ماندی

دلم تنگ میشود بی تو

هم از این گور سرد می ترسم

شهر سرد و بهمن ماه

سایه ات روی سنگ قبرم می لرزید

مثل هر پنجشنبه می آیی

 

فاتحه ای می خوانی

من به پایان رسیده ام کم کم

شانه های تکیده ام اینجا زیر باران وبرف پوسیدند

اینجا یا ابری است یا باران می بارد

روی این شهر لعنتی انگار خاک سنگین مرده پاشیدند.....!!

 

                                مرگ من...

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 12:18  توسط امیرحسین | 

در دلم حرفیست

 

سنگین می شوم

 

گرچه خود سنگم

 

غمگین می شوم

 

قبل هر چه من بگویم کیستم

 

تخته سنگی تنها

 

سخت و ساکت

 

هم نفس با تن این دریا

 

مست و راکد

 

جای پای اولین آدم شدم

 

چشم خاک گرمترین آدم شدم

 

عمری به تنهای گذشت

 

درمانده بودم روی کیش

 

حکم سکوت بر لب

 

گردانده بودم سوی کیش

 

دوست دارم بشکنم این حکم را

 

تا که گویم قصه ی همچون سراب

 

قصه  ای از یک دلی چون تکه سنگ

 

           

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 11:12  توسط امیرحسین | 
هر که رفت ...

پاره ای از دل ما را با خود برد ...

اما ...

او که هست ...

او که نرفته است ...

از او بپرسید؟! ...

که چه میکند با دل ما؟! ...


 

غمگينانه در گورستان ایستاده ام


به اطرافم مینگرم:


همه چیز عریان است


تنها خاکستر مقدس مرگ است و صحرا


که همه چیز را پوشانده است


و از کنار خوابگاه ابدی


راهی روستایی میگذرد


که گهگاه قلب یک گاری در آن می تپد


در اینسو و آنسو چشم انداز دشتهایی فراخ پیداست


نه رودی،نه تپه ای،نه درختچه ای


تنها شاید دو بوته در جایی به دیدار هم شاد شوند


سنگهای بیصدا،مزارهای بیصدا


و صلیبهای چوبی


           همه یکرنگ و دلتنگ


                          بیرنگ و دلتنگ

 

مرگ من ....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 14:11  توسط امیرحسین | 
 

و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز ...........

 

کاش ..................

 

دلم سخت ...................

 

!!!

 

 

بعضی موقع ها آدم دیگه فکر می کنه اگه حرف دل پرخونش رو به کسی نگه دیوونه می شه . شایدم .....

بهتر بود که نمی گفتم اما دیگه خیلی دلم گرفته گفتم شاید اینطوری سبک بشه ..............................

بعضی موقع ها تو زندگیت یه چیزا و یه کسایی داری که خیلی بهشون تکیه می کنی .مثل پدر و مادر ..............

بعضی موقع ها تو زندگیت بعضی چیزا اونقدر مهمه که جدایی از اونا برات سخت ترین کار دنیاست ...................

بعضی موقع ها تو زندگیت یه اتفاقایی میوفته که انگار زمین و زمان رو می زنه بهم .......................................

آره اینها درسته ! اما................................................................................................................

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 16:1  توسط امیرحسین | 
 

من دلم سخت گرفته است......!!!

از این مهمانخانه ی مهمان کش روزش تاریک......!!!

دلم ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 13:42  توسط امیرحسین |